![]() |
![]() |
|
|
« ایها الاستشهادیون، الیوم یوم القیام»
فراخوان
تجمع بزرگ استشهادیون مهندس مشایی
به زودی در یکی از میادین تهران بزرگ
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 20:17 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
"قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا لله مثنی و فردی"
استشهادیون مهندس اسفندیار رحیم مشایی
به زودی به فضل الهی
بیرق حسین را برافراشتیم
« ایها الاستشهادیون، الیوم یوم القیام»
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 20:57 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
پیش به سوی فتح خیبر
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 17:4 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
مبارز خستگی ناپذیر احمدی نژاد مشایی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 19:55 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 11:55 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
ای بزرگ مرد و ای سرباز کوچک ولایت جناب اقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی تسلیت در غم از دست دادن پدر همسر مهندس اسفندیار رحیم مشایی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 19:2 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
"مظلومتر از بهشتی خدومتر از رجایی" احمدی نژاد _ مشایی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:0 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
«احمدی بتشکن بت بزرگ رو بشکن»
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم دی 1390ساعت 18:9 توسط حمیدرضا موسوی |
|
گويا مشاعره اتهام زنيجريانات مخالف دولتپاياني ندارد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم دی 1390ساعت 18:59 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
بسمالله الرحمن الرحيم اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه. تاريخ ايران سرشار از حوادث و رويدادهاي بزرگ و شگفتانگيزي است كه با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي، حوادث تاريخي آن جلوههاي ديگري يافته و تا اوج حماسههاي ماندگار، در حافظه بشري نقش بسته است. مردم انقلابي و ولايتمدار ايران اسلامي در دفاع از ارزشها و آرمانهاي بلند انقلاب، حماسههاي بزرگي رقم زدهاند كه به حق ميتوان خروش يكپارچه امت اسلامي در نهم دي ماه سال 1388 را يك حماسه بينظير ارزيابي نمود. بيترديد اين روز تاريخي به عنوان «روز بصيرت و ميثاق امت با ولايت»، برگ زرين ديگري از افتخارات ملت شريف ايران را در دفاع از كيان انقلاب و اثبات وفاداري به ولايت فقيه به نمايش گذاشت. به طوري كه اين حماسه خاطرهانگيز از سوي مقام معظم رهبري به عنوان «تجلي بارزي از هويت و ماهيت انقلاب يعني روح ديانت حاكم بر دلهاي مردم»، تعبير گرديد. اين روز خجسته به عنوان نماد عزت، روشنبيني و ولايتمحوري آحاد ملت، بار ديگر خيال دشمنان كهنه كار و دوستان تازه آنان را نقش بر آب كرد و بر پيوند ناگسستني ملت و رهبري مهر تأييد ديگري را به ثبت رساند. درخشش چشمگير و بارز نسل سوم انقلاب اسلامي در خلق حماسه نهم دي، اين رخداد تاريخي را ماندگارتر كرد و نشان داد در دهه چهارم و در مقابله با جنگ نرم و نقشههاي شوم دشمنان انقلاب، نظام جمهوري اسلامي از سرمايه عظيمي برخوردار است كه در صورت لزوم ميتواند با لبيك به نداي رهبر فرزانه خود تهديدها را به فرصت تبديل نمايد. از اينرو با گراميداشت اين روز تاريخساز و تجليگاه دينخواهي و ولايتمداري امت اسلامي، اميد است مردم عزيز كشورمان با حفظ وحدت و يكپارچگي و تحكيم پيوند عميق خود با ولايت، در خنثي نمودن توطئههاي رنگارنگ فتنهگران خارجي هوشيارتر از هميشه در صحنههاي انقلاب حاضر باشند. دفتر رييسجمهوري اسلامی ایران
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 20:21 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
در سایه امن و اتحادیم همه جان در ره اسلام نهادیم همه با رهبر فرزانه چو بیعت داریم پس پیرو احمدی نژادیم همه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 12:45 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
محمود پی کسب ریاست نبود / او اهل ریا و اهل منت نبود محمود خروشیده به بتهای زمان / او خارکننده بت زنده بود محمود فدایی ره خامنه ای است / در خط ولایت اهل کرنش نبود گویند که انحراف داری دکتر / این مصرع شیخ شرح حال تو بود: در دهر چو من یکی و آن هم کافر / پس در همه دهر یک مسلمان نبود
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 12:49 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
اندکی صبر سحر نزدیک است حامیان دلسوز انقلاب و دولت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 11:25 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
سفیر ولایت دکتر احمدی نژاد: روحيه شهادتطلبي، فداكاري و ايستادگي در راه حقيقت و عدالت رمز ماندگاري و سترگي ملت بزرگ ايران در مبارزه با قدرتهاي استكباري است که شهداي عاليقدر کشورمان اين روحيه را در بالاترين سطح به نمايش گذاشتند. سرباز کوچک ولایت مهندس رحیم مشایی: "شهيد نظر ميكند به وجه الله" و شهيدان جبهه دفاعي كشور، پرچم افتخار و بالندگي ملت متدين، انقلابي و با فرهنگ ايران اسلامي هستند كه شهادتشان نيز دشمنان را به وحشت و سردرگمي ميكشاند. اينك كه جمعي از بهترين فرزندان اين سرزمين هنگام انجام ماموريت دفاعي به ياران آسماني خود پيوستند، بر ادامه راه مقدس آنان تاكيد و اعلام ميكنيم در راه حفظ نظام اسلامي و تماميت ايران عزيز آماده جانفشاني هستيم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم دی 1390ساعت 12:20 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
اِنَّ الله عَلی نَصرِهِم لَقَدیر بسم الله الرحمن الرحیم 33 سال از عمر با برکت انقلاب اسلامی ایران می گذرد و این خورشید هر روز فروزان تر از دیروز بر جهان ظلمانی، نور افشانی میکند. به گواه تاریخ، انقلاب ما سرشار از لحظات سرنوشت ساز و تعیین کننده بوده و هر چه بر عمر بابرکت آن افزوده گشته، میزان تاثیر گذاری این برهه های حساس بیشتر شده است. اکنون نیز ما در برابر یک مقطع حساس و سرنوشت ساز دیگر قرار گرفته ایم، ضمیر پاک، ذهن آگاه و چشم بصیر شما مردم بهتر از هر تحلیل گری می تواند مختصات این برهه خاص را ترسیم کرده و بر میزان تاثیرگذاری آن در سرنوشت و آینده کشور صحه بگذارد. در این میان سپهر سیاسی کشور شاهد حضور احزاب و گروه هایی است که برای فتح مجلس نهم تجهیز شده اند و با طراحی اقسام سناریوهای خاص سعی دارند بر تفکر اصیل انقلاب چیره شوند. قطعا ذهن شما هم مثل بسیاری دیگر به دنبال پاسخ این پرسش است که در این تنگنای حساس و تاریخی چه باید کرد؟ آنچه ما به عنوان جبهه خودجوش و کاملا مردمی "حامیان دولت اسلامی" یافته ایم به این قرار است. 1- از آنجا که همه گروه ها و احزاب در یک پیمان نانوشته کمر به تضعیف دولت احمدی نژاد به عنوان عصاره اراده مردم و بازوی توانمند ولایت فقیه و رهبری معظم انقلاب اسلامی بسته اند، بر ما فرض است که از ثمره خواست خود دفاع کنیم. با توجه به اینکه این دفاع نمی تواند در انفعال معنا پیدا کند لذا بر ماست که مانند آنچه در تیر 84 و خرداد 88 رقم زدیم، باز هم خود به میدان عمل وارد شده و جبهه عدالت طلبان را در معرض انتخاب قرار دهیم. 2- توجه به این مهم که دولت حق دخالت مستقیم در انتخابات را ندارد مسئولیت ما مضاعف می شود، اینجاست که نقش آفرینی نخبگان ناشناخته ، شایسته و مظلوم حامی دولت اسلامی دارای اهمیت می گردد. جبهه حامیان دولت اسلامی با توجه به ظرفیت های عظیم مردمی، باید با معرفی هر آن کس که دارای صلاحیت های لازم برای ورود به صحنه رقابت انتخابات مجلس است، عرصه حضور خود را معنا ببخشد. این بدان معناست که: الف- هر کس خود را وامدار گروه های متصل به کانون های قدرت و ثروت نکرده و در دایره حامیان دولت اسلامی قرار گرفته، می تواند با نشان حمایت از رئیس جمهور مردمی و عدالت خواه به صف نامزدهای انتخابات بپیوندد. به عبارت دیگر خط قرمز حامیان دولت اسلامی و جبهه مردمی عدالت طلبان عدم ورود به گروه های سیاسی چون اصولگرایان، اصلاح طلبان، فتنه گران و جبهه جعلی احمدی نژادی ها یعنی جبهه پایداری است. ب- بر اساس این پیش فرض ها، از تمام حامیان واجد شرایط دعوت می کنیم به صورت فراگیر و بدون توجه به محدودیت ها و ملاحظات برای انتخابات مجلس نهم ثبت نام کنند. سپس افرادی که از مرحله تایید صلاحیت عبور کردند با یافتن یکدیگر و اتصال به مردمِ طرفدارِ دولتِ اسلامی، خود را برای رقابت با احزاب و گروههای نشان دار آماده کرده و با استفاده از همان ظرفیتی که احمدی نژاد را در انتخابات 84 و 88 به پیروزی رساند، برای کسب آرای مردم تلاش خواهند کرد. یادمان باشد آنچه یوم الله 3 تیر و 22 خرداد را رقم زد ما مردم بودیم نه کس دیگر! 3- با این توضیح می توان از سد انفعال و یا انتخاب اجباری گذشت و منتخبانی را به مجلس فرستاد که وامدار هیچ کسی جز آرای مردم نخواهند بود. 4 - برای جبهه حامیان دولت اسلامی و کاندیداهای آن ، پیروزی در انتخابات ، اصل اول نیست ، بلکه آنچه در درجه نخست اهمیت است ، حضور باشکوه و نمایش عظیم اراده مردمی و حمایت از دولت عدالت خواه برآمده از خواست پابرهنگان است ، و البته اِنَّ الله عَلی نَصرِهِم لَقَدیر (آیه 39-سوره حج) جبهه حامیان دولت اسلامی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 19:13 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
طلایه دار خدمت جهاد دکتر محمود احمدی نژاد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 11:5 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
تکفیریهای جریان انحرافی تابلوی فریب و نیرنگ خدایی خودتان خسته نشدید !!....؟؟؟....!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 12:36 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
(منشور حامیان دولت اسلامی) نمی توانیم هاله های نور خدا را منکر شویم. هرکس نمی بیند به کوری خود اعتراف کرده است.
در عصر امام خمینی، لیاقت آن را یافتیم که به چشم خود، دو فرهنگ سیاسی متفاوت را به موازات یکدیگر، تجربه و مقایسه کنیم. در یکسو، «سیاستمداران» بوده و خواهند بود که تنها بر مدار سیاست و قدرت و چرتکه اندازیهای عادی و مادی، تحلیل می کنند و تصمیم می گیرند. آنان هیچ وقت و هیچ کجا، دست خدا و مدیریت الهی را نمی بینند و هرگز، حتی هاله ای از نور عنایت خدا را که در عصر خمینی عزیز بر این ملت باریدن گرفت، مشاهده نمی کنند. اصطلاحا مذهبی اند اما نه اهداف و نه طرز محاسبات سیاسیشان، با اهداف و با طرز محاسبات مادیون عالم، تفاوتی ندارد. منکر تدبیر الهی و دست غیب خدا در عرصه انقلابند و درست مثل ماتریالیستهای عالم، حضور خدا و حجت خدا را در تحولات عالم و سیر تاریخ بشر انکار می کنند و ای کاش فقط انکار می کردند، به سخره می گیرند و نیشخند می زنند. اما خط دوم، خط خمینی است که نه «سیاستمدار»، بلکه «حقیقتمدار» بود. او سیاست را هم از منظر معنوی می دید، دست خدا را بالاتر از همه دستها به وضوح می دید، در هیچ مرحله ای از مراحل مبارزه، ماده را مستقل از معنی ندید و هرگز تن به محاسبات صرفاً مادی نداد و هرچه می شد و می کرد به خدا و عالم بالا نسبت می داد. انقلاب را کار خدا می خواند، جمله های او با خدا آغاز می شد، می گفت قلب مردم را خدا منقلب کرد، خرمشهر را خدا آزاد کرد، ابرقدرتها به اذن خدا نابود خواهند شد، فتوحات رزمندگان را فتح الهی می خواند زیرا فتح بدست اوست «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی». در معجزه طبس که طوفان شن، جنگنده های مهاجم آمریکایی را نابود کرد و دقیقا آنگاه که دوست و دشمن، مشغول تفسیرهای صرفا سیاسی و نظامی از ماجرا بودند او صریحاً اعلام کرد که آن شن ها مأمور خدا بودند. او تحول ملت ایران را تحولی الهی می دانست و می گفت «این یک امر غیر عادی است که حاصل شده» و «از اول انقلاب و پس از پیروزی تاکنون هرچه دیدیم معجزات بوده است». او می گفت «جنود غیبی همانطور که در صدر اسلام بود همان تاییدات غیبی ملایکه الهی امروز هم با ماست» و «بدون توجه خاص حضرت بقیه الله (عج) کاری نمی توانیم بکنیم». او همه جا جنود خداوند را می دید و از همه چیز، تفسیری الهی و ماوراء مادی داشت بی آنکه سلسله عوامل ظاهری و طبیعی را انکار کند.
همه جا نام مبارک ولی خدا، حضرت صاحب الامر (عج) را به عنوان صاحب اصلی انقلاب و آنکه این انقلاب را باید تحویل او بدهیم بر زبان می آورد، پیروزی های جبهه را به نام آن حضرت، به ثبت می رساند و پیشرفت انقلاب و اقبال دلها به این نهضت را محصول عنایت ناجی بشریت و بر پا کننده عدل جهانی می نامید و انقلاب خود را مقدمه انقلاب جهانی ایشان می دانست. او همه چیز را تحت عنایت الهی و نظارت حجت خدا می دید و همانگونه که آن روز، برخی گروههای سیاسی، این طرز تعبیر را مصداق ارتجاع و خرافه می نامیدند امروز نیز کسانی، دیگر حتی هاله ای از نور هم نمی بینند، خداوند را از محاسبات سیاسی خود، کنار گذاشته اند و می خواهند خود صاحب و مالک انقلاب باشند حال آنکه در منطق خمینی بزرگ، صاحب اصلی انقلاب، حجت خدا و توده های مردم بودند. اینان، همان سیاستمداران و قدرتمدارانی هستند که اگر مذهبی هم باشند، جهانبینی مذهبی ندارند و تنها از ادبیات مذهبی، استفاده می کنند، و الا اگر همچون خمینی کبیر، توحید افعالی را پذیرفته بودند، ولایت تکوینی حضرت ولی عصر (عج) به اذن خدا را مورد تمسخر، قرار نمی دادند و هاله های نور را نه فقط در گوشه ای از عالم انکار نمی کردند، بلکه عالم را سراسر غرق در نور عنایت و تدبیر خداوند می دیدند. امام عارفان به ما آموخت که سیاست را و همه چیز را از چنین چشم اندازی بنگریم و همه جا و در همه چیز و در همه پیروزی ها، دست خدا و عنایت حجت خدا را ببینیم و هیچ حسنه ای را به خود، و هیچ سیئه ای را به خدا نسبت ندهیم و پیروزی ها را اتفاقی ندانیم و نگوییم فلان حادثه، اتفاق افتاد، و هیچ پیروزی را نیز مغرورانه به خود نسبت ندهیم. در منطق امام خمینی، نباید از محاسبات مادی ذره ای غافل شویم، اما هرگز نباید در محاسبات مادی نیز غرق شد. او حتی در فرو ریختن چهارده کنگره کاخ کسری هنگام تولد پیامبر اعظم (ص) علامتی معنوی بر وقوع انقلاب اسلامی ایران در قرن چهاردهم هجری می دید. در هر حادثه ظاهرا طبیعی، یک زمینه ماوراءطبیعی و دست خدا را می دید و همه پیشرفت ها و پیروزی هایی را که نابینایان خودبین به خود منتسب می کردند، او که نایب مهدی (عج) بود به مهدی (عج) متعلق می دانست و همه را از برکت او می دید.
من امروز نیز فقط و فقط، تحلیل های سیاسی از نوع امام را موفق می دانم و حال که تبدیل جنبش ظاهراً کوچک پانزده خرداد به یک نهضت عظیم و بین المللی از شرق آسیا تا قلب اروپا و از آسیای میانه تا عمق آفریقا را می بینیم، می توانیم آزمون موفق این چشم انداز را حتی با چشم مادی هم ببینیم و هرچه هم قسی القلب باشیم، نمی توانیم هاله های نور خدا را منکر شویم. هرکس نمی بیند به کوری خود اعتراف کرده است. وقتی به چشم دیدیم که «پیشرفت های عظیم علمی و اقتصادی» دهه سوم انقلاب، چگونه نتیجه عملی تحریم ها و محاصره اقتصادی دهه اول و دوم است، در حالی که نتیجه عادی و طبیعی تحریم ها باید به ضعیف شدن ما منجر می شد ولی بر عکس صد بار قویترمان کرده است، چگونه می توانیم هاله ها و امواج نور الهی را نبینیم؟! اگر شن های طبس مامور خدا بودند و اگر صاحب اصلی انقلاب دلواپس این انقلاب است، پس چگونه است که کسانی از دعوی مدیریت الهی عالم، تعجب کرده و آن را مورد تمسخر قرار می دهند؟! وقتی محاصره نظامی و حضور اشغالگران در شرق و غرب و شمال و جنوب که طبق محاسبات مادی، باید به ترس و ضعف و تسلیم یا حتی فروپاشی جمهوری اسلامی می انجامید، پس از ۵ سال، کاملاً نتیجه عکس داده و جمهوری اسلامی، قدرت اول منطقه و یکی از چند قدرت تأثیرگذار در سطح جهان شده است، آیا این چیزی جز مدیریت الهی است؟ و آیا مصداق بارز عنایت حجت خدا که متولی همه امور از طرف خدا و واسطه فیض و هدایت اوست، نیست؟ آیا این همان دست غیبی و ولایت باطنی حضرت صاحب الامر (عج) نیست که امام بارها می گفت که در حوادث مختلف، می بینیم که گره های فروبسته چگونه به طرز غیر طبیعی و ماوراء طبیعی، گشوده می شود در حالیکه هیچ کاری از ما بر نمی آمده و گاه ما حتی از اصل خطری که ما را تهدید می کرده است، بی اطلاع بوده ایم و مقام معظم رهبری نیز چندین بار این مضمون را از امام عزیز نقل کرده اند. اگر عده ای فریبکارانه تلاش می کنند این حقیقت را به طرز فکر باطل حجتیه نسبت دهند، تحریف بی ثمری است. تفکر حجتیه ای، از مفهوم «مهدویت و انتظار»، فرهنگ تسلیم و سازش و تفکیک دین از سیاست را نتیجه می گرفت و به «نفی تکلیف» می رسید. حال آنکه امام که همواره خود و نهضت را زیر سایه حضرت می دید، فرهنگ انتظار و مهدویت را پشتوانه مبارزه و جهاد و سیاست معنوی و انقلاب الهی خود می خواند و به «اثبات تکلیف» می رسید و این تفاوت بسیار مهمی است. امام که از ولایت تکوینی «انسان کامل» و «ولی خدا» و از مدیریت و هدایت حضرت همچون خورشیدی که از پس ابر، همچنان نور و انرژی می بخشد سخن می گفت و هرگز نه تعیین وقت برای ظهور کرد و نه مشکلات و کمبودها را به پای حضرت نوشت، آیا او ادعای الوهیت یا ربوبیت برای حضرت و یا برای خود کرد؟ آیا اگر صاحب اصلی انقلاب را حضرت ولی عصر می دانست، قصد خرافه پردازی یا عوام فریبی و سلب تکلیف از خود را داشت؟! برای من جالب و در عین حال مایه تأسف بود که چگونه یادآوری همین عقاید واضح شیعی و دیدگاه صریح امام با وسعتی عجیب و تحریف هایی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت! نوشتند که احمدی نژاد در هیئت دولت موقع نهار، یک ظرف غذا هم برای حضرت روی میز می چیند! احمدی نژاد در دوره شهرداری، مسیر حرکت کاروان حضرت از مکه به تهران را پیشاپیش آسفالت کرده است! احمدی نژاد مدعی ارتباط با حضرت شده و گران شدن برنج را، محصول مدیریت حضرت و تصمیم ایشان دانسته است! و این در حالی بود که من چند بار گفته ام که برخی گرانیها، و نه همه آنها،ا تفاقاً محصول مدیریت پنهان و ائتلاف مافیائی در بازار با برخی سیاستمداران از همان نوعی که گفتم و کار کسانی است که پس از سه سال، هنوز هم رأی مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در انتخابات ریاست جمهوری نهم، تسلیم نشده اند و از مردم و دولت، یکجا انتقام می گیرند. متأسفانه آنانکه مسئول رسیدگی و اجرای عدالت اند نیز، اصل وجود مفسدین اقتصادی را منکر می شوند و گویا پیام هشت ماده ای رهبری را هم شعاری و عوام فریبی می دانند! مشاهده نور خدا در عالم سیاست و در فتوحاتی که پیاپی در لبنان و فلسطین تا عراق و ایران و حتی در نیو یورک، به نفع ارزشهای انقلابی و اسلامی واقع می شود، برای آنان که در دامان فرهنگ توحیدی امام خمینی پرورش یافته اند و برای نسل انقلاب چیز عجیبی نیست بلکه ندیدن این هاله های نور است که عجیب و عیب است. آری، حجت خدا، زنده و حاضر است و ادامه حیات در روی زمین، به اذن خدا، پیوسته به حضور حجت الهی در زمین است و حضرت، این انقلاب را و شیعه و مسلمین را و بلکه مستضعفین عالم را به حال خود، رها نکرده و نخواهد کرد. آری هرگز خداوند خود را کنار نکشیده و امور عالم و آدم را به کسی جز خود واگذار و تفویض نکرده و این تفکر غالیان است اما خداوند از طریق ولی و حجت خود، عالم را مدیریت و تدبیر می کند و مفهوم ولایت تکوینی اولیای الهی، همین است. ما مفتخریم که سیاستمدار به آن معنی که در ابتدا گفته شد نیستیم و ان شاء الله هرگز هم نخواهیم شد. ما باید همچون امام خمینی (ره) باشیم که خود را در محضر خدا و عامل اجرایی دین خدا و در خدمت حجت خدا می دید و نه برای خود، استقلال و منیتی قائل بود و نه برای دشمنان و ابرقدرتها، کمترین حیثیت و قدرتی می دید. و لذا نه می ترسید، نه مأیوس می شد و نه هرگز دچار غرور می گشت. سالگرد ۱۴ و ۱۵ خرداد، فرصتی برای بازگشت به جهانبینی توحیدی و هاله معنوی خمینی بزرگ است و ملت ما هم انتظار فرج از نیمه خرداد می کشد. این دولت در سه سال گذشته کوشیده است با جهان بینی امام راحلمان، به صحنه بنگرد و تفکر معنوی آن مجاهد عارف را خرافه نمی داند. سراسر زیارت جامعه کبیره که امام آن را ترک نمی کرد حاوی همین جهان بینی توحیدی و شیعی است و در عین حال این دولت هرگز ضعف ها و خطاهای احتمالی خود را در عرصه سیاست یا اقتصاد به پای امام و والاتر از او حضرت ولیعصر (عج) ننوشته و امروز که با افتخار و کمال قدرت، سال چهارم خود را نیز از مبدأ ۱۵ خرداد با نشاطی همچون سال اول و روز اول به قصد تحولات بزرگ در عرصه های مهم مدیریت و اقتصاد کشور آغاز می کند، شجاعانه مسئولیت آن را می پذیرد و صادقانه، بر وجود موانع ساختاری و سیاسی و مافیایی نیز تأکید می کند. اما به دور از هر نوع بهانه جویی و عافیت طلبی، ا علام می کند که تا آخرین ساعت و دقیقه این دولت، به وظیفه خود در برابر خدا و مردم، عمل می کنیم و با استفاده از نخبگان همفکر، موانع را به لطف خدا کنار می زنیم زیرا چنانچه پیشتر نیز گفته ام، بدون اصلاح بزرگ در سامانه اقتصادی که ارکان آن عبارتند از «نظام مالیاتی»، «گمرک و واردات و صادرات»، «نظام تأمین اجتماعی»، «نظام پولی و بانکی»، «نظام یارانه ها»، و «سیستم توزیع کالا و تجارت داخلی»، نه توسعه مداران به توسعه خواهند رسید و نه عدالتخواهان به عدالت، نزدیک خواهند شد و این دولت که در پی «توسعه عدالت محور» است با همه قدرت و پشتیبانی ملت و حمایت رهبری و همکاری مجلس به فضل خدا در این یکسال، کلید تحولات بزرگ علمی و حساب شده در این عرصه ها را خواهد زد. اگر دهه چهارم انقلاب، دهه «پیشرفت و عدالت» است، بدون تغییرات بزرگ در این چند عرصه، هیچ کاری نمی توان کرد. هنر بزرگ، آن است که به خداوند، اعتماد کنیم و «مردم» را باور کنیم، هاله های نور را ببینیم و به عنایت حضرت (عج)، دلگرم باشیم، و راه خمینی عزیز را نه با زبان، که با ذهن و قلب و دست، ادامه دهیم، نسخه های ترجمه ای را تبدیل به متن مقدس نکنیم و به عقل و تجربه و اندیشه ایرانی و جوانان دانشگاهی خود نیز احترام بگذاریم زیرا چنانکه امام عاشقان و مقتدای عاقلان گفت: «ما می توانیم». ملت ما توانست و به فضل الهی بیش از این ها نیز خواهد توانست. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 12:31 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
بسمه الله الرحمن الرحیم إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا(النساء آیه : 58)
آیت الله صادق آملی لاریجانی ریاست محترم قوه قضائیه سلام علیکم؛ دوشنبه 30 آبان 90 خبرنگاران و پرسنل روزنامه ایران که خیل کثیری از آنان فارغ از مسائل سیاسی مشغول به فعالیت های روزانه خود بودند شاهد وقوع حادثه ای عجیب و باور نکردنی بودند، نیروهای لباس شخصی و نیروی انتظامی به داخل تحریریه روزنامه ایران، ایران دیلی، الوفاق، ایران ورزشی و شبکه ایران حمله ور شده و ضمن فحاشی های رکیک و شرم آور و استفاده از گاز اشک آور به افرادی که در حادثه «دوشنبه سیاه مطبوعات» نقشی نداشتند متعرض شدند و حتی تعداد قابل توجهی از پرسنل خدماتی و ... را نیز بازداشت کردند. اکنون خبرنگاران و پرسنل روزنامه ایران فارغ از مباحث سیاسی اعتراض خود را به این عمل قبیح که موجب هتک حرمت اصحاب رسانه شد اعلام می کنند
در پیوست طومار امضای معترضین تقدیم می شود. امید است که فارغ از نگاه های سیاسی شاهد اجرای عدالت باشیم و زمینه ای فراهم شود که اینگونه رفتارهای توهین آمیز با اصحاب قلم و رسانه تکرار نگردد.
رونوشت: 1: بازرسی دفتر مقام معظم رهبری 2: ریاست محترم جمهور 3: کمسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی 4: دادستان محترم کل کشور |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 10:21 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
باصلوات بر محمد وال محمد (ص) احتراما بدین وسیله به استحضار میرسانم ستاد حامیان جوان دولت خدمتگزار جهت تکمیل نیروهای ارزشی و ولایت مدار در کلیه معاونت ها و کمیته های مربوطه از کلیه برادران و خواهران کرامی پذیرش میفرمایید لذا از حضور محترم شما سروران کرامی خواهشمندیم مشخصات کامل خود را از اعم ادرس پستی منزل تلفن همراه در قسمت نظرات وبلاک ثبت فرمایید سایه مقام معظم رهبری مستدام باد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 13:2 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
دکتر احمدی نژاد و مهندس مشایی را دریابیم...... البته اکر مایل بودید !!!! اکر یک ریال سوء استفاده از مهندس مشایی پیدا کرده بودند جناب مهندس مشایی را اعدام می کردند . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 10:19 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
سرباز ولایت مهندس رحیم مشایی ولايت فقيه، آرمان مهم
انقلاب اسلامي و بزرگترين يادگار ماندگار امام (رض) است و اصولا انقلاب اسلامي بدون ولايت فقيه شكل نمي گرفت و نمي توانست با اقتدار به حيات بالنده خود ادامه دهد. ما زندگي در سايه ولايت فقيه را تمرين زندگي در حكومت جهاني امام زمان(عج) مي دانيم و تبعيت از ولي فقيه از لوازم اعتقاد به غيبت امام عصر(عج) است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 10:27 توسط حمیدرضا موسوی |
|
**به تندترین منتقد دولت چه می گوییم؟*****(خدا قوت!)*** |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 21:35 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
همایش حامیان دولت اسلامی ستادهای دکتر احمدی نژاد، صبح مورخه 1390/8/12 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 11:18 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
سالروز تولد کورش زمانه؛ سفیر ولایت، دکتر محمود احمدی نژاد مبارک باد.
محمود جان ! تولّدت مبارک
اگر جومونگ افسانه است، احمدی نژاد حقیقت است.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 17:53 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
عشق به مهندس مشایی عشق به تمام خوبیهاست مراسم معارفه مهندس مشایی به سمت رييس مركز ملي مطالعات جهاني شدن /1 دی 86 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 10:24 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم آبان 1390ساعت 10:49 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
حاج داود احمدینژاد اظهاراتتان مایه انبساط خاطر شد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 18:55 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
ما ثابت کرده ایم که میتوانیم با توجه به حضور گسترده حاميان دولت ولايت شناس در فضاي مجازي و نيز استقبالهاي پرشور مردم عزيزمان از رييس جمهور ولايتمدار در سفرهاي استاني، بر آن شديم تا در فرصت نمايشگاه مطبوعات دست به گردهمايي گسترده بزنيم و فرصتي جهت ديدار، آشنايي و تبادل نظر فراهم شود. امسال نيز در نمايشگاه مطبوعات علاوه بر روزنامه وزين ايران؛ با سايتهاي معتبر و تاثير گذار ابصار نیوز و دولت مادر خدمت دوستان هستيم. با مراجعه به اين دو سايت ارزشي جهت حضور در نمايشگاه اعلام آمادگي كنيد و با دوستان ما ارتباط بگيريد. بي شك اين گونه حضورها ميتواند مانع از دروغ پردازيها و بي اخلاقيهاي رسانه اي افتدارگرايان شود. ما ثابت كرده ايم كه ميتوانيم و اكنون نيز با قدرت هر چه تمامتر در صحنه حاضر هستيم. در ايام نمايشگاه مطبوعات؛ غرفه اين دو سايت ارزشي را تنها نگذاريد و با مراجعه خود و ساير دوستانتان موجبات دلگرمي اين عزيزان را فراهم آوريد. به اميد ديدار. وعده ما از سه شنبه 3 آبان تا روز پاياني نمايشگاه مطبوعات. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 20:13 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق بر این حقیقت آگاهیم که گرچه آدمیان همه طلوعی دارند اما فروغ آن ها یکسان نیست. فرهیختگانی هستند که هرگز غروب نمی کنند؛ ماندگار می مانند به یادگار.
به نام خدا، به نام خدای زیبایی ها، به نام خدای انسان ها
فرصت مغتنمی است تا در این محفل انس ایرانی – آلمانی در مقام پاسداشت حافظ شیرین سخن، پیام آور عشق و نور و معرفت، سهمی داشته باشیم. امروز که حافظ، حلقه ی وصل است و ما را با صمیمیت و عشق گرد آورده است، بر این حقیقت آگاهیم که گرچه آدمیان همه طلوعی دارند اما فروغ آن ها یکسان نیست. فرهیختگانی هستند که هرگز غروب نمی کنند؛ ماندگار می مانند به یادگار. حافظ نیز پایدار و ماندگار است چون معلم عشق است و معلّمان عشق الزاماً عاشقند. حقیقتی که حافظ نیز آن را آشکارا فریاد کرده است.
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق-ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
عشق نزد حافظ، جان و حقیقت هستی ست. عشق، ساز آفرینش را به نغمه درمی آورد و آتش به نهاد هستی می زند. فهم حقیقت عشق در حوصله ی دانش بشری نیست؛ عقل را به حریم مقدس عشق راهی نیست:
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد-عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
عقل می خواست کز آن شعله چراغ افزود-دست غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد
نزد حافظ، عشق نردبان عروج آدمی است. با عشق می توان از خویش به درآمد و بلکه از تعلقات هر دو عالم. عشق دعوتی ست به شور و شعور و شکفتن و سوختن و جاودانه شدن.
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد-نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالم از ناله ی عشاق مبادا خالی-که خوش آهنگ و فرح بخش نوایی دارد
در ادبیات ایرانی عشق مقدس است و البته در ادبیات همه ی ملت های دنیا عشق مقدس است. کسی را به خاطر عشق نمی توان سرزنش کرد. زیرا آن جا که عشقی محقّق است دنیا در آنجا به مراتب بی پایه و بی قیمت است.
عاشق تسلیم رضای دوست است و متوکل به عنایت او.
آن چه او ریخت به پیمانه ی ما نوشیدیم-اگر از خمر بهشت است و گر باده ی مست
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری ست-راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
انتظار و طلب موعود، از مفاهیم عمیق دیگری ست که در تفکر و جهان بینی حافظ آشکار و پنهان موج می زند. گاه به رمز و گاه به استعاره و کنایه. اندیشه ی حافظ تبلور خواسته ها و نیازهای متعالی بشر است:
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید-که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
توفیق حافظ در رسیدن به زبانی آینه سان که در عین وفاداری به سنن ادبی، سرشار از خلاقیت و نوآوری ست، حیرت انگیز و ستایش برانگیز است. در شعر وی هرکس به اقتضای حس و حال درونی به درک و دریافتی شخصی نائل می شود.
تفکر حافظ زنده، پویا و ریشه دار است.خروشی حماسی ست. شعر او بیت الغزل معرفت است. او به سبب انس مداوم با قرآن کریم، تأمل در متون عرفانی و درک محضر بزرگان دلسوخته ی روزگار خویش، به معرفتی غنی و عمیق از جهان و انسان دست یافته است.
دیوان او که حاصل قریب شصت سال جهد و تدبر و رمزگشایی است گنجینه ی تلفیق لطایف و ظرایف معانی است و دقایق و حقایق قرآنی. حکمت شاعرانه اش، چکیده معرفت عاشقانه اوست.
ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد-لطایف حکمی با نکات قرآنی
حافظ در مسیر درک خدا شاهراه را برمیگزیند. شاهراه رسیدن به خدا، انسان کامل است. انسان کامل، انسانی است که شایستگی جانشینی خدا را دارد. خداگونه است و زیر چرخ کبود، ز رنگ تعلق آزاد است.
از زاویه ای دیگر، حافظ منتقدی اجتماعی و مصلحی بزرگ است که به مداوای جامعه ی بیمار می کوشد: ریاکاران را آماج طعنه های خود قرار می دهد؛ مردمان را به دوستی و درستی می خواند؛ از زهد فروشی بیزار است و تعلقات را مایه ی اسارت و ذلت آدمی می بیند. حافظ آزادی و آزادگی را ستایش می کند.
نظام هستی در اندیشه ی حافظ – همچون دیگر متفکران عرفان مدار – نظام احسن است. در این نظام گل و خار در کنار هم معنای وجودی می یابند؛ چراغ مصطفوی با شرار بولهبی ست و این همه به یمن نظر چمن آرایی است که به عنایت خویش برآفریدگان فیض وجود می بخشد:
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج-فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟
من اگر خارم اگر گل، چمن آرایی هست-که از آن دست که او می کشدم می رویم
حافظ ثمره ی ژرف و ریشه دار عرفان اسلامی است؛ عرفانی که مانایی حقیقی آدمی را در فنای فی الله جستجو می کند و بر آن است تا زنگار خودپرستی را در مکتب "می پرستی" از سیمای جان بشوید.
در چنین نگرشی هستی بیش از آن که حقیقتی بالذات داشته باشد، اشارتی و هدایتی به کوی دوست است. مقصد (چشم انداز) مرغان قاف پیما سرچشمه ی بقاست و سراب های دنیوی رضایت خاطر آنها را برنمی آورد. از این روی مرغان ملکوت، به جای آن که بر وهم خویش بتنند در جستجوی پروازند.
"هم صحبتی" و "لذت حضور" در پیشگاه دوست معنای عمیق زندگی است. هم در این مقام است که حافظ آواز می دهد:
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد-باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
آری؛ حافظ شیرازی زبان گویای ضمیر ناخودآگاه انسانی و نماینده شایسته ی فرهنگ بالنده ی اسلامی- ایرانی ست. شجره ی طیبه ای که ریشه در آبشخور قرآنی داشته و عطر گل های آن، سپهر این فرهنگ راآکنده و شاخسارهای پرثمر آن را در فضای ادبیات فاخر پارسی پراکنده است. بدون شک حافظ از درخشان ترین ستاره های فرهنگ فارسی ست. به جرأت می توان گفت تا امروز هیچ شاعری به قدر حافظ در اعماق و زوایای ذهن و دل ایرانیان نفوذ نکرده است.
حافظ شاعر تمامی قرن هاست و همه ی قشرها در کلام حافظ، سخن دل خود را یافته اند و به زبان او وصف حال خویش کرده اند.
یوهان ولفگانگ گوته (1832-1749 میلادی)، شاعر و نابغه ی شهیرآلمانی که بر قله ی ادبیات جهان تکیه زده است و سروده ها و نوشته هایی "ساحرانه" و "حکمت آمیز" دارد، شیفته ی خواجه شیراز می شود؛ بر او غبطه می خورد؛ با شهامت سر تحسین فرود می آورد و نام حافظ را به تکرار به زبان جاری می سازد، تا با بازگویی نام معجزآسای "حافظ" به جام ازلی کلام دست یابد و همچون او غزل سرایی کند.
ای حافظ! هم چنان که جرقه ای برای آتش زدن و سوختن شهر امپراتوران کافی ست، از گفته ی شورانگیز تو چنان آتشی بر دلم نشسته که سراپای این شاعرآلمانی را در تب و تاب افکنده است.
"ای حافظ! سخن تو همچون ابدیت، بزرگ است، زیرا آن را آغاز و انجامی نیست. کلام تو همچون گنبد آسمان، تنها به خود وابسته است و میان نیمه ی غزل تو با مطلع و مقطعش فرق نمی توان گذاشت، زیرا همه آن در حد جمال و کمال است.
تو آن سرچشمه ی فیاض شعر و نشاطی که از آن، هرلحظه موجی از پس موج دیگر بیرون می تراود. دهان تو همواره برای بوسه زدن، طبعت برای نغمه سرودن و گلویت برای باده نوشیدن و دلت برای مهر ورزیدن آماده است.
اگر هم دنیا به سرآید، ای حافظ آسمانی! آرزو دارم که تنها با تو و در کنار تو باشم و چون برادری، هم در شادی و هم در غمت شرکت کنم. همراه تو باده نوشم و چون تو عشق ورزم، زیرا این افتخار زندگی من و مایه ی حیات من است.
گوته در این گستردگی و ژرفاپذیری روح خود، از حافظ با نام استاد یاد می کند. از او می خواهد که گوته را ببخشد و اجازه دهد لحظه ای در بزم عشق حافظ بنشیند، حافظ را بنگرد، اجازه دهد در پی او روان شود و خویش را از وادی خطر برهاند و به سر منزل سعادت برساند.
حیرت آور است اما حقیقت دارد. گوته در این وادی سرگشته و حیران است. با افتخار، لقب "مریدی" حافظ را نصیب خود می سازد تا از این سرگشتگی رهایی یابد. دیوان شرقی" گوته را پیش رویتان بازخواهم کرد، آن جا که گفت:
"حافظ! خود را با تو برابر نهادن جز نشان دیوانگی نیست... با این همه، هنوز در خود جرأتی اندک می یابم که خویش را مریدی از مریدان تو شمارم.
حافظ برای گوته روحی تازه، دنیایی تازه و شور و شوقی تازه به ارمغان آورد. او را با روح واقعی شرق، زیبایی فلسفه و ذوق و حکمت ایران آشنا کرد.
گوته بعدها از دریچه ی چشم حافظ به ایرانیان می نگرد و خصیصه های شعر و ادب و ذوق و هنر را در مردمان این سرزمین می بیند؛ آنجا که می گوید:
"این خصایص عالی تنها متعلق به شعرای این کشور نیست، بلکه می توان گفت که اصولاً همه ی افراد ملت ایران با ذوق، نکته سنج و هوشمندند. تاریخ گذشته و داستان های ملی این کشور به خوبی نشان می دهد که چگونه گاه شعر یا سخنی دلپذیر که فی البداهه گفته شده، خشم پادشاهی مقتدر را فرو نشانده و جان عده ی بسیاری را خریده است ...
آری، ایرانیان همیشه پیام های الهی و انسانی داشته اند. آن ها بین پیام الهی و پیام انسانی هم تفاوت قائل نبوده اند. ایرانی در همه جا از پایه گذاران اصلی تمدّن بشری بوده است. در بین همه ی ملّت های مسلمان، این ایرانیان بودند که حقیقت و جوهر اسلام را از صورت و ظاهر و پوسته جدا کردند.
امروز ملّت ایران با انقلاب اسلامی اش به دنبال یک حقیقت بیشتر نیست؛ وآن این است که در جایگاه متعالی و بلندی که شایسته ی مردان و زنان ایرانی ست در مقیاس جهانی حضور پیدا کند. امروز ملّت ایران می خواهد با استفاده از ذخیره ی گران بهای فرهنگی خود، به مأموریت تاریخی اش عمل کند. ایران و ایرانی می خواهد پرچم دار صلح باشد؛ می خواهد پرچم دار عشق باشد.
امروز در این جا شأن و مقام حافظ، یک پرچم صلح است و این جمع از سر عشق و برای تجلیل و تکریم عشق گرد هم آمده اند چرا که از حافظ هرچه ظاهر می شود مودّت است و دوستی و مروّت است و مدارا.
امروز در جهانی که بحران سراسر آن را فرا گرفته است ایران و ایرانی مصمم است پیام صلح، عشق، دوستی و مهرورزی را رساتر از پیش فریاد برآورد. و چه فرصتی مغتنم تر از این روز بزرگ که به نام شاعر عشق نام گذاری شده است.
ایرانی عاشق به دنیا آمده و عشق را فراموش نمی کند و همواره سروده است:
دست در دست هم دهیم به مهر-میهن خویش را کنیم آباد
و امروز جامعه ی ایرانی و آلمانی می توانند بگویند:
دست در دست هم دهیم به مهر-تا جهان بشر کنیم آباد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 20:26 توسط حمیدرضا موسوی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
جبهه حامیان مهندس اسفندیار رحیم مشایی
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1391 اسفند 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 |
|
RSS
|